
امشب از آسمان چشمانت دسته دسته ستاره مي چينم در غزل گريهي زلالت آه سرخي چارپاره مي بينم ** زخمهاي دل غريبت را مرهم و التيام آوردم باز از محضر رسول الله به حضورت سلام آوردم ** در شب تار تيره فهمي ها روشني را دوباره آوردي آسمان را کسي نمي فهميد تا که با خود ستاره آوردي ...
ادامه مطلب
هرکه را آسمانی اش کردند در نگاه تو فانی اش کردند هر که عطر و بوی تو داشت غرقِ در مهربانی اش کردند در بهشت خدا محبّ تو را لایق حکمرانی اش کردند و سپس عاشق ولایت را تا ابد جاودانی اش کردند از سبوی تو هرکسی مِی زد مست آئینه خوانیش کردند هر نبی را جدا جدا اوّل پای درس تو فانی اش کردند هرکسی را لیاقتی دادند خرج دلبر جوانی اش کردند با نگاهت دوباره زنده شدیم تو نظر کرده ای که بنده شدیم عشق سرمست دلربایی توست عاشقِ جلوه ی خدایی توست جـبرئیل آفـریـدن ای آقـا ذرّه ای از هنرنمایی توست ریزه خوار قدیمی ات حاتم شغل حاتم فقط گدایی توست از نگاه تو کفر می لرزد این همان ار...
ادامه مطلب